شده ام همچو... درختی - فریاد ما

فریاد ما
ورود شما به فریاد ما را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
مهسا زراعی
تبلیغات


شده ام همچو درختی

سرما زده

در روزهای زمستانی، و

روزهای بی ثمرگی را

می گذرانم

 بدون گل و برگ

تنها و برهنه

در دشتی پهناور

زیر آسمانی کبود،

رو به ماه

ایستاده و آه...

می کشم،می سوزم

از درون.

تنها امیدم!

پرنده ایست مهاجر،

 

گفته بودکه می آید،

یک روز بهاری...

یادگاری اش

لانه ایست خالی،

 

پر شده از خاطرات خسته و

سنگین، ازغم

آن دم رفتن

آن همه اشک

آن وعده های پوچ و

پوشالینت

چه شد؟

ببین تنهاییم را

نا مهربان من!...

کاش گفته بودی به کدامین

گناه، تنهایم می گذاری.

کاش وعده نمی دادی، آن

 حرفهای نا گفته ات را

و آن نامه ها

که نفرستادی.

نمیدانم

نمیدانم چه شد

که بی رحمانه رفتی .


م.فریاد         

 


نویسنده : مهدی - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٢
گفتگو با نویسنده ()    |   لینک ثابت    |  


امکانات وب