تولد من

باز چشمانم پر از اشک شد

دلم گرفته انگار!

بغضی کهنه،

اشکی خشکیده

و اندوهی سنگین

که بیرون می ریزد هر سال

(روز تولدم)...

 

چه روز شومی ست امروز،

چه حال بدی دارم.

پاهایم... سنگین شده

انگار که می خواهند در کنج همین اتاق

زیر همین سقف کوچک و کوتاه

بمان.... وای

چه طولانیست امروز

آه... چه غمگینم....

و چه سنگین است این افکار مبهم

و چه دورست،....

فاصله من تا من در این روز.

م.فریاد           

/ 43 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبز تر از خواب خدا

کوه اگه سایه رو ابرا بزنه، مال منه رود اگه طعنه به دریا بزنه، مال منه دشت بی نشون اگه تا اون ور دنیا بره پا رو مرزای تماشا بزنه، مال منه هرجا بارونی باشه بوی تو میده جنگلاش هرجا آفتاب نزنه یا بزنه، مال منه سایبون من بمون، ترانه خون تو منم زیر آفتاب جنوب، نخل جوون تو منم تو رو با مخمل گنبدای آبی می شناسم رنگ نیلوفری سقف و ستون تو منم وقتی از قله ی دور نیزه ی آفتاب میزنن گنبد گم شده ی تو سرخی خون تو منم مثل گلدونای سبز پشت شیشه با منی من اگه باغ و بهارم، مثل ریشه با منی هرکجا که لاله رنگ و بوی آسمون داره هرکجا که خوشه هاش طلایی میشه با منی

علیرضا

جسمم شده ست نقطه ی پیوند دردها قدم خمیده تر شده از پیرمردها در هیچ جا قرار ندارم "قرابتی ست این روزها میان من و دوره گردها هربار خورده ام به زمین مثل بار قبل تنها شکست سهم من است از نبردها تسکین نداد گریه کمی از غم مرا فرق است بین غصه ی زن ها و مردها آن سوی آب ها به چه رنگ است آسمان؟ جز "آه" نیست پاسخ دریانوردها! مسلم محبـّی

sahar

ـــــــــــــــــــــــ(¯´v´¯) ــــــــــــــــــــــــــــــ (¯´v´¯) ــــــــــــــــ(¯´v´¯)ـــ (¯´v´¯) ــــــــــ (¯´v´¯)ــ(¯´v´¯) ــــــــــــــ (¯´v´¯)ـــــــــــــــــ (¯´v´¯) ـــــــــــــــــــ (¯´v´¯) ـــــــــــ (¯´v´¯) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (¯´v´¯) ــــــــــــــــ (¯´v´¯) من اپـــــــــــــــــــــــــم عزیزم ...(¯´v´¯) ـــــــــــــــــــــ (¯´v´¯)ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (¯´v´¯) ــــــــــــــــــــــــــ (¯´v´¯)ــــــــــــــــــــــــــ (¯´v´¯) ـــــــــــــــــــــــــــــــــ (¯´v´¯)ـــــــــــــ (¯´v´¯) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (¯´v´

سبز تر از خواب خدا

مهدی خلیلیان چند روزه ـ بی‏تو ـ دلِ من همه‏ش بهونه می‏گیره طفلکی، تنها شده باز انگاری داره می‏میره هرچی بِهِش می‏گم: می‏آی حرفامو باور نداره خودش می‏رِه یواشکی رُو قبرِ تو، گُل می‏ذاره حالا که من، تنها شدم دیگه باید کجا بِرَم؟ وقتی دلم پریشونه غصه‏هامو، به کی بگم؟ تو رفتی، اما من هنوز دوست دارم خیلی زیاد زیرِ درختا می‏شینم شاید صدای پات بیاد! همون درختایی که تو تُو باغچه‏ها می‏کاشتی شون همون گُلای خونه‏مون که خیلی دوس می‏داشتی شون بیچاره‏ها بدونِ تو همیشه هِق هِق می‏کُنَن دستِ منو، دوس ندارن بی‏تو، دارن دِق می‏کُنَن خودِت بیا، بشون بگو که از زمین، بیرون بیان من دیگه چیزی نمی‏گم اونا فقط تو رو می‏خوان... بیا بازم کنارِ ما شاید که غّصه‏ها بِرَن بیا کنارِ پنجره بازم مَنو صدا بزن... حالا که نیستی، دوس دارم سر به بیابون بذارم انگار دیگه نمی‏تونم گریه‏ هامو، نگه دارم

پناه

بهترین بخش بچه بودن زمانی بود که روی کاناپه خوابمان میبرد و فردا به صورت جادویی ، روی تخت بیدار میشدیم ! ولادت حضرت زهراو روز مادر مبارک [گل]

مهدی

تولدت مبارک رفیق..[گل]

نسیم

با تاخیر فراوان و شرمندگی زیاد تولدتون مبارک[هورا]درود بر همه ی فروردینی ها[هورا]

نیوشا

مبارک تولدت 100ساله شی و همیشه صحیح و صالم بااااااااااشی

tanha

تولدت مبارک[ماچ] ببخشید ک دیر شد[ماچ]