کوزه خالی

روزگارم می گذرد

با کمی زخم بر تن،

می گذرانم با پیچیدن به خود.

زندگی ام جاریست

با کمی غم،کمی درد،کمی افسوس

باز ....اما

شادی هست،خنده هست

گرچه کوتاه ست و گذران،

مهربانی میکنم اما نه با خود.

در گیر و دار زندگی،گاهی

صدایی آشنا می رسد از دور

 لحظه ای کم میکند

بر این تشویش خاطر.

گویند کوزه به دست و تشنه می گردم

آری کوزه به دستم اما....

آن کوزه کجا و این کوزه خالی کجا.

م.فریاد            

/ 19 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبز تر از خواب خدا

خدایا من رو ببخش که همیشه ازت طلبکارم ... چرا ؟! نمیدونم شاید فکر میکنم : " چون بهم لطف کردی و منو آفریدی ، مدیون من شدی ! " خدایا ببخش که همیشه به فکر معامله کردن با تو بودم : ... " خدایا اگه فلان کارو واسم انجام بدی ... منم قول میدم که فلان و بهمان ... " خنده ام میگیره شاید هم گریه ، تو میدونی که نمیتونم سر قولم بمونم؛ ولی جوابم رو با محبتت دادی ... خدایا آخه چرا ؟ خدایا من دردونه ی مخلوقاتتم و شاید به همین خاطر ننر بار اومدم ... خدایا من باهات کلی حرف دارم و تو هم همیشه برام وقت داشتی و داری خدایا من فکر میکنم تو خیلی عاشقم بودی و هستی تو هزاران نشونه برام فرستادی تو اینقدر عاشقم بودی و هستی که شریف ترین انسانها رو برای رسوندن پیغامت برام انتخاب کردی و فرستادی ، و بهترینشون، همونی که از ابتدا به امین بودن معروف بود ... خدایا تو خیلی بهم پوئن و امتیاز دادی، ولی من دارم می بازم من دارم به خودم می بازم ... باختی بزرگتر از این وجود داره که فقط وقتی سر و کله ام دور و برت پیدا میشه که دچار مشکلی شده باشم ؟ خدایا این دستهای منه همونی که ه

کلبه شعر

... هرلحظه را به گونه ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است. و کسی چه میداند؟ شاید آخرین لحظه باشد! آخرین لحظه ی تو آخرین لحظه ی کسی که دوستش داری

saaze-del

آفرین.خیلی قشنگ بود دوست من....[گل]

maral

[لبخند] کاش لبخند بودم [لبخند] [گل] درست روی لبت [گل] [قلب][بغل]نقش می بستم ![قلب][بغل] * سلام .... من برگشتم [رویا] *

سبز تر از خواب خدا

بار ديگر غم عشق آمد و دلشادم کرد عزم ويراني من داشت و آبادم کرد دشت تا دشت دلم وادي خاموشان بود تندر عشق يه يک صاعقه فريادم کرد نازم آن دلبر شيرين که به يک طرفه نگاهم آتشي در دلم افروخت که فرهادم کرد قفس عشق ز هر باغ دل انگيزترست شکر صياد که در اين قفس آزادم کرد يار شيرين من ار تلخ بگويد شهدست وين عجب نيست که گويم غم او شادم کرد مهدي سهيلي

م.ن.آزادانی

اوقات خوش آטּ بوכ ڪـہ با دوست بـہ سر رفت، باقی همـہ بی‌حاصلی و بی‌ خبرے بوכ... +حافظ

مهدی

سلام وب خوبی داری به منم سربزن لینک شدی

محمد بذلي

باسلام و خداقوت بر شما دوست عزيز اين بار دعوت مي كنم براي خواندن نامه تاريخي و جذاب و آموزنده نهرو به دخترش اينديرا گاندي ... تشريف بياوريد. [گل] [گل] [گل]