اطراف من

به اطرافم می نگرم!

چیزی جز،

سیاهی نیست.

گوش می سپارم

چیزی جز،

سکوت نیست.

راه می روم!

به راه،

اطمینانی نیست.

تکیه می دهم

به تکیه گاهم، اما،

اعتمادی نیست.

دستانش را،

لمس می کنم

در دستانش،

گرمی نیست.

صدایش می کنم

بلند...

جوابی نمی آید حتی،

آهسته...

Mehdi        

/ 43 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلارام

دلتنگی خوشه ی انگور سیاه است لگد کوبش کن لگد کوبش کن بگذار سر بسته بماند مستت می کند این اندوه. شمس لنگرودی

zahra

مادر مرا ببخش... درد بدنم بهانه بود... کسی رهایم کرده بود که صدای بلند گریه ام اشکهایت را درآورد

zahra

سلام ممنون از حضورت.وب شمام زیباست. موافقم لینک شدی

roozebarani

دیـــروز ، همیـــن حوالـــی زلـــزله ای آمــد… حـالا همـه حـالـمــ را می پـرسند !!! بـی خـبـر از اینـ ـکـه ” مــن” بـه ایـن لـرزیـدنـهـا سالهـاسـتــ کـه عـادتـــ کـرده امـــ….. بـه لـرزشـهای شـدید شـانه هایـمــــ و تـرکــــهای عمــیــق قــلــبــمـــ… امـّـا هنـوز "خـــوبــم"

zahra

صدای قوطی خالی کنسرو تنها دارایی جوی آب است و سکوت تنها دارایی حنجره من !

تبسم

خنده های تـــو آرزوهـــای مـن انـد بخــند تا برآورده شوند . . .

تبسم

آب و هوای دلم آنقدر بارانیست که رخت های دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است . . . ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

تبسم

تکرار شو شاید ما سهم هم باشیم شاید به جرم عشق ما متهم باشیم باز در حضور تو آشفته خویشم در سفره عشقت درویش درویشم. . .

nafas

یادت باشه وقتی واسه کسی همه کس شدی اون کس بعد تو خیلی بی کسه یا برای کسی همه کس نشو یا اگر شدی فکر بی کسی هاشم باش.