/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

آنشرلی هم نشدیم یکی ازمون بپرسه: آنه! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟! آپم عزیزم....

سبز تر از خواب خدا

عيب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است ديده بگشاى كـــــه بينى همــه عالم طور است لاف كـــم زن كـــــــــه نبيند رخ خـورشيد جهان چشــم خفــاش كـــــه از ديدن نــورى كور است يــــــــــا رب، ايــن پرده پندار كه در ديده ماست بـــاز كن تــــا كــــه ببينم همــــه عالم نور است كــــــــــاش در حلقه رندان خبرى بود ز دوست سخن آنجا نه ز "ناصر" بــــــود از "منصـور" است واى اگـــــر پــــــــرده ز اســــرار بيفتــــــد روزى فاش گردد كه چه در خرقــــه اين مهجــــور است چــــــه كنــــــــم تا به سر كوى توام راه دهند؟ كاين سفر توشه همى‏خواهــد و اين ره دور است وادى عشق كه بى هوشى و سرگردانى است مــــــدعى در طلبش بـــــوالهوس و مغــرور است لـــب فرو بست هر آن كس رخ چون ماهش ديد آنكــــه مـــــدحت كنـد از گفته خود مسرور است وقت آن است كــــــــه بنشينم و دم در نـــــزنم به همــــه كــون و مكان مدحت او مسطور است امام خمینی

somayyeh

دوست داشتن آدمها را می توان از تـــوجه آنها فهمید وگرنه حرف را که همه می توانند بزنند...! پائولوکوئلیو

بهاره

گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت من همیشه باهات میمونم... و گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد! گنجشک کوچولو گفت: من واقعا عاشقتم... اما گنجشک توی اتاق باز هم نگاش کرد!! امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه ی اتاقم یخ زده!!! اون هیچوقت نفهمید... که گنجشک توی اتاقم چوبی بوده!!! حکایت بعضی از ماهاست... خودمونو نابود میکنیم واسه آدمای چوبی... کسایی که نه میبینند و نه صدامونو میشنون..

love

نخ داخل شمع از شمع پرسید:چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه و من اشک نریزم؟

سبز تر از خواب خدا

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل می زند در راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دلنشست وقتی که قلب خون شده بشکست می رود اول اگر چه با سخن ازعشق آمده آخر خلاف آنچه که گفته است می رود وای ازغرور تازه به دوران رسیده ای وقتی میان طایفه ای پست می رود هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند وقتی غبار معرکه بنشست می رود اینجا یکی برای خودش حکم می دهد آن دیگری همیشه به پیوست می رود این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست تیریست بی نشانه که از شصت می رود بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند اما مسیر جاده به بن بست می رود

ghazal

سکـــوت میکنم … بگذار حرفــــــ ها آنقدر یکدیگر را بزننــــــد!!! تا بمیرنــــــد !!!apam

امپراطور

"طو" را با (ط) دسته دار مینویسم... طو برایم با تمام دنیا فرق داری!! سلام دوست خوبم ببخش بخاطر این مدت که نبودم پستهای قشنگتو خوندم و لذت بردم به منم سر بزن آپم[گل]