قرارمان

رسیدیم ته این پایان و

مرگ تلخ رویا،

من و تو(باران)

قرارمان   سال مرگ

ماه غم

روز درد به ساعت صفر

به وقت آرزوهایی که

مقصد ندیدند

قرارمان زیر یک خروار خاک

درون چاله ای پر از بی کسی

و پر از حرف هایی که نگفته ماند....

تو اما آنجا ببار

ببار بر سنگی که هر وجب اش

فریادیست خاموش.

 

م.فریاد

/ 1 نظر / 33 بازدید
نیلوفر

زندگي مثل آب توي ليوانه ترک خورده ميمونه.. بخوري تموم ميشه.. نخوري حروم ميشه.. از زندگيت لذت ببر چون در هر صورت تموم ميشه!